یار من، ای یوسف زهرا، نیا اینجا کسی یعقوب نیست...
لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست...
ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز...
نازنین، اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست...
گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند...
بهترینم، این دعاها جنسشان مرغوب نیست....
+ نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 17:18  توسط پریماه
|
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟
قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا، همدمی خار کجا؟
سر عاشق شدنم، لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟
هرکه را تو بپسندی بشود خادم تو
خدمت عشق کجا، نوکر سربار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟
+ نوشته شده در یکشنبه 26 تیر1390ساعت 17:26  توسط پریماه
|
چه کسی میگوید: که گرانی شده است؟
دوره ارزانیست
دل ربودن ارزان!
دل شکستن ارزان!
دوستی ارزان است!
دشمنیها ارزان!
و شرافت ارزان
تن عریان ارزان!
آبرو قیمت یک تکه نان
و دروغ از همه چیز ارزانتر!
قیمت عشق چقدر کم شده است!
کمتر از آب روان
و چه تخفیف بزرگی خورده است، قیمت هر انسان.....!
+ نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1390ساعت 7:21  توسط پریماه
|
عشق یعنی مادر
صبر یعنی یک زن
نور یعنی دختر
مهر یعنی خواهر
هرچه هستی، عشق یا صبر، نور یا مهر، روزت مبارک
+ نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 17:19  توسط پریماه
|
ای خدا کی شود آن دلبر عیار آید
همچو خورشید به پایان شب تار آید
مؤمنان را که غم دوری او محزون کرد
رنگ شادی و شعف بر گل رخسار آید
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 فروردین1390ساعت 8:20  توسط پریماه
|
جمعه یعنی یک غروب وعده دار
وعده ترمیم قلب یاس زار
جمعه یعنی امتی چشم انتظار
در هوای دیدن روی نگار
جمعه یعنی یک سماء دلواپسی
می شود مولا به داد ما رسی
+ نوشته شده در جمعه 20 اسفند1389ساعت 17:25  توسط پریماه
|
در یکی از مدارس تهران هنگامی که معلم در نمازخانه در حال صحبت بود. یکی از دانش آموزان کلاس اول دبستان پرسید: مگر شما نمیگویید که هنگام خلقت وقتی شیطان به آدم سجده نکرد خدا او را از بهشت بیرون کرد. معلم گفت: بله. پسر گفت: پس چگونه دوباره وارد بهشت شد و آدم و حوا را گول زد. معلم تا مدتی متحیر و بدون جواب به دانش آموز نگاه میکرد..........
حرفی هست؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه 3 بهمن1389ساعت 18:31  توسط پریماه
|
پرسیدم از هلال ماه چرا قامتت خم است.
آهی کشید و گفت: که ماه محرم است...
گفتم: که چیست که محرم؟
با ناله گفت: که ماه عزای اشرف اولاد عالم است...
+ نوشته شده در سه شنبه 23 آذر1389ساعت 20:56  توسط پریماه
|